نه خودش ميدونه که می خواهد چی کار کنه٬ نه من وقتی ندونم اون ميخواهد چی کار کنه٬  ميدونم که بايد از خودم چه عکس العملی نشون بدم!!!!!! تا زمانی که مطمئن نشم٬ هيچ کاری از دستم بر نمی آيد٬ ای خدا تکليف خودمم نمی دونم٬ خدا کنه زودتر تصميمش رو بگيره و يه جورايی با موانع کنار بياد تا منم مطمئن بشم و ..........

۴شنبه: ۱۶ فروردين ۱۳۸۵. تبصره!!! متمم!!! يا هر کوفت ديگه ای که اسمشه!!!

 همچنان درگير تبصره!!!

کی ميدونه چی پيش می آيد؟؟؟

/ 1 نظر / 4 بازدید
حمید شریعتی

سلام. ببخشيد که من يه خرده که چه عرض کنم خيلی خنگم. بايد از نوشته هاتون می فهميدم شما ايران درس نمی خونيد و نمی تونيد پاچه خواری کنيد. اما کارهای ديگه که می تونيد بکنيد!! همش هم نگو نمی دونم نمی تونم چی کارکنم و ... چون برای هر کدومشون صد تا فهميدم و می دونم چی کار کنم و می تونم و ... وجود داره!