باز هم يه شنبه ديگر و يه نوشته ديگر!
نميدونم تا حالا دانشجو بوديد يا نه ولی اگه بوده باشيد احتمالآ می دونيد که هيچ کاری جالبتر از پيچوندن کلاس نيست بخصوص وقتی يه کلاسی مثله درس مکانيک تحليلی باشه! خلاصه جاتون خيلی خالی بود چون کلاس رو با بچه ها دو در کرديم رفتيم پارک قيطريه و هوا خورديم و به ياد دوران کودکی تاب سواری!

/ 7 نظر / 22 بازدید
دانی کوچولو

سلام............. مريم خانم.. حال شما؟ کی برگشتی؟ چرا خبر ندادی؟ دلمون واست تنگ شدها.... به هر حال خيلی خوشحالم که برگشتی.زندگی هم می گذره،هميشه اونجوری نيست که ما خوشمون مياد.مهم اينه که ~ ... خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد...~ به من سر بزن.فعلا، يا علی

masiha

سلام. خوش امديد...به ما هم سری بزنيد .....

جهان

سلام .. چه خوب بود وقتی برگتين يه خبر ميدادين ... خوبی .. خيلی خوشحالم که دوباره برگشتين ... شاد باشيد .. بدرود

ریحانه

سلام مریم عزیزم....بلاگ خواندنی داريد....اميدوارم از همدلان هميشگی هم باشيم....يا حق(به من هم سر بزن)

پرپرونكا

در همساگي ات برف مي بارد / دستهات را براي پرنده ي برفي / لونه مي كني.

kimia

اميدوارم انقدر هوا نخورده باشيد که مثل بالون شده باشيد ...:) درس کتاب اينده اين است شعار ننه!!!:))))))

دانی کوچولو

سلام مريم خانم....کلاس دو دره می کنی؟! خوش بگذره.من خودم يه مدتی خدای دودره بازها بودم.ولی خب... حالا ديگه ترک کردم....! خوش باشی.به دوستای قديمی هم يه سری بزن.بابا اولين کامنت وبلاگ من مال تو يه ها... يا علی