سلامو بهتر يه بار ديگر راجع به اين داستان توضيح بدم.
من اين داستانو رو وقتي كلاس پنجم دبستان بودم تحت تاثير داستانهاي دانيل استيل و فهيمه رحيمي و ... نوشتم٫ الان كه مي خونمش٫ بعضي وفتا خودمم خندم ميگيره٫ ولي از روز اول هم به خودم هم به كساني كه ميان اينجا و اينارو ميخونن قول دادم٫ دست توي متن اصليش نبرم و همون جوري كه هست بنويسمش.
مي دونم پر اشكال ولي خوب شما به بزرگواري خودتون ببخشيد ديگه! به هر حال اونوقتا همش ۱۱ سالم بوده.

/ 7 نظر / 21 بازدید
باقلوا

سلام . اتفاقا کار خوبی میکنی دست نمیزنی بهش . اینجوری بهتره. منم درسته که دیر به دیر سر میزنم ولی وقتی میام همشو میخونم . یه ذره گرفتار بودم آخه...

ياسمن

سلام مريم! خوبی؟! اگه منظورت از اون نظری که داده بودی همونيه که توضيح دادی کدوم بودی ! خوندمش! ولی بر اثر يه سری اتفاقات، يه بلاهايی سرش اومده!! (همون نظری که نوشته بودی کلاه قرمزه بودی!!... تو رو يادم بود! ولی اونايی که پيشت بودن رو نه!!مرسی!) اگه هم يه نظر ديگه بوده که نگرفتمش!

احسان

احسان به مريم سلام مي‌كنه. احسان وقتي مريم رو از نزديك ديد فكر نمي‌كرد همچين وبلاگي داشته باشه؛ بيشتر فكرش رفته بود دنبال اين وبلاگهاي خاله‌زنكي. آحسان اميدواره ناراحت نشده باشي چون به هر حال اون از يه سياره ديگه اومده و لازمه چشماشو بشوره. احسان مطلب ۲۰ آذرت رو با خودش به سياره‌اش مي‌بره.

احسان

احسان يه سوال هم از مريم داره: اين عدد 612 ربطي به آن اخترك B-612 ندارد؟

saeed

سلام ميگم بلاگ جالبی دارين خوش باشین