ميگن چون قافيه تنگ آيد شاعر به جفنگ آيد. اين شعر من خيلی دوست دارم و چون امروز مطلب جديدی برای نوشتن ندارم، پس برای اينکه جفنگيات تحويلتون ندم و در ضمن تو وبلاگم هم چيزی نوشته باشم(اين از همه مهمتره!!!!) اين شعر رو تقديم ميکنم به همه ی اون کسايی که شل سيلور استاين رو دوست دارن و دلشون مثل اون برای روزهای بچه گيشون لک زده( البته فکر کنم اين شعر يه جورايی شوخی با اوس کريمه!!)

اينکه لک لک بچه هارو مياره همه ميدونين

اما آيا اين رو هم ميدونستين

که لک لک مياد و آدم بزرگارو ميبره.

وقتی زمان رفتنشون فرابرسه؟

ماد پايين و اونهارو ميبره بالا.

بعد بال بال ميزنه و ميره اون دور دورا

پرواز کنون اونها رو به همون کارخونه ای ميبره که

قبلآ در اونجا ساخته شده بودند همه.

در اونجا پوست اونها رو سفت ميکنن.

عضله هاشون رو تقويت می کنن.

چين و چروکشون رو اتو می کنن.

بهشون استخوانهای دست اول ميدن.

پشتهای خميده رو صاف ميکنن.

دندونهای تازه هم اضافه ميکنن

قلبهای خسته رو مرمت ميکنن

و اونهارو واميدارن که عين قلب تازه کار کنن.

حافظه هاشون رو به کلی جابه جا ميکنن

و يه کاری ميکنن که حسابی آب برن و کوچيک شن.

بعد لک لک ها پرواز کنون اونهارو به زمين بر ميگردونن

و اونها همون بچه هايی ميشن که تازه به دنيا اومدن!

(تبصره:به عبارت ساده تر نتيجه ميگيريم که کار خدا(استغفرالله) همون ليفتينگ دکترهای خودمونه!)


/ 2 نظر / 5 بازدید
lili

سلام جيگر . ميخوای حال کنی يه سر به من بزن .فدااااااات!!!