اينجا داره بارون مياد.....

 مثل دل من که مدتهاست رنگ آفتاب رو به خودش نديده.... اينجا٬ توی دل من مدتهاست که بارون مياد و کم کم سد دل که ترک برداشته داره طاقتش رو از دست می ده و می شکنه.... همونطور که من شکستم و کسی نديد.... همونطور که سيل اشک از چشمهام جاری شد....کم کم سيلاب داره به سد دل فشاری بيش از توانش وارد می کنه....

خيلی سخته....خيلی سخته که دلت خون باشه و طوری وانمود کنی که شادی....شاد شاد.... اونطوری که حتی خودتم باورت بشه!!!.....

گفتم بخشيدم..... هنوزم روی حرفم هستم که بخشيدم.... اما کسی ازم نپرسيد چی رو بخشيدی.... منم نگفتم چيو بخشيدم.....آره٬ بخشيدم... همه چی رو بخشيدم به جزشکستن دلم رو که شکسته شد٬ که خرد شد...غروری که برام نموند..... بجز دلی که الان دوزار هم نمی ارزه!!!.... آخه کی حاضره بابت چينی بند خورده ی نامرغوب٬ يه پاپاسی هم بده؟؟؟؟؟.....

دلم گرفته.... دلم گرفته.....

مستی هم عالمی داره برا خودش.... اينکه مست چی باشی يا مست کی٬ فرقی نمی کنه....مستی٬ مستيه و عالمش عالميه..... اما مست هر چی و هر کی که باشی وقتی خماريش از سرت پريد تازه می فهمی دنيا دست کيه و تو کجايی!!!........ می فهمی که فقط تو همون عالم مستی بود که نمی فهميدی چی شده و چرا......!!!!

خـــــــــــــــــــــــدايا.....

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدايا...

توی اين دنيای بزرگت پوسيديم که.....

........

 

من او را به جای همه بر می گزينم٬

و او می داند که من راست می گويم.

او همه را به جای من بر می گزيند ٬

و من می دانم که همه دروغ می گويند.

چه می ترسد از راستی و دوست داشته شدن٬ سنگدل

/ 3 نظر / 19 بازدید
رضا

او تو را دوست دارد او

حمید شریعتی

سلام چه خبر سر نمی زنی دیگه دوبی چه خبر؟ اوضاع چطوره؟ هنوزم مشکلت حل نشده البته اگر حل می شد زندگی بی معنی می شد برات نظرت چیه؟ می دونم که بهم سر می زنی

حمید شریعتی

سلام چه خبر سر نمی زنی دیگه دوبی چه خبر؟ اوضاع چطوره؟ هنوزم مشکلت حل نشده البته اگر حل می شد زندگی بی معنی می شد برات نظرت چیه؟ می دونم که بهم سر می زنی