تا حالا برات پيش اومده٬ وسط بزرگراه خوابت ببره٬ در حالی که توی ماشين فقط خودتی و خودت؟؟؟؟  تا قبل از اينکه بيام اينجا و ترافيک وحشتناک بزرگراههای اينجا رو بببينم٬ فکر می کردم٬ تهران بدترين نوع ترافيک رو داره !!!يادمه صبحهايی که دانشگاه ساعت ۷:۴۰ کلاسم شروع ميشد٬ کلی غرغر می کردم که بايد ساعت ۷:۲۰ از خونه بيام بيرون که اگه سر پل شلوغ بود و احيانآ توی ترافيک ۵ دقيقه ای افتادم٫ حداقل زودتر از استاد برسم سر کلاس( با احتساب پيدا کردن جای پارک نزديک دانشگاه) ٬ يادمه که کلی ناراحت بودم از اينکه بايد ساعت ۷:۱۰ از خواب پاشم و تازه کلی اساتيد بنده خدا رو توی دلم بهشون فحش ميدادم!!!!! ( اساتيد بايد می بخشن!!!!) چون معمولآ استادهای خوب کلاسهاشونو برای اون ساعت بر ميداشتند و ما اگه می خواستيم چيز ياد بگيريم بايد ساعات اوليه صبح رو انتخاب ميکرديم٬ مثلآ از استادهای اول صبح ميتونم استاد بهار( مترجم کتابهای فيزيک هاليدی) يا دکتر طاهری يا استاد گلستانيان رو که جزو اساتيد طراز اول فيزيک بودند رو اسم ببرم!!! خلاصه٬ اونوقتها که من غرغر می کردم نميدونستم يه روزی ميرسه که ميگم ای خدا ميشه مثلآ امروز توی يه ترافيکی مثل ترافيک ساعت ۷:۳۰ بزرگراه مدرس سر پل پارک وی بيافتم؟؟؟؟

حتمآ داری الان کلی بهم ميخندی ٬ با خودت ميگی ٬ آخه ترافيک هم چيزيه که از خدا ميخواهی؟؟؟ آره٬ خوب حق هم داری٬ ميدونی چرا؟

چون هر روز صبح مجبور نيستی که ساعت ۶:۳۰ صبح از در خونه بزنی بيرون تا بتونی به موقع سر کلاس ساعت ۹ ات حاضر باشی و موقع برگشتن هم از ساعت ۸ شب توی ترافيک وحشتناک شيخ زائد نمی افتی٬ که اگه خدا بهت رحم کنه٬ ساعت ۱۰:۳۰ ٬ ۱۱ شب برسی خونه و تازه بشينی پای پروژه هات!!!!!

خوب اينطوری ميشه که صبح توی راه وقتی داری با آهنگ هايده حال ميکنی٬   تازه يه کم از ترافيک پر ازدحام داری نفس ميکشی با سرعت ۱۲۰ کيلومتر بر ساعت ميری!!!نميفهمی چی شد و وقتی يهو چشمات رو باز ميکنی ميبينی که يه صف طولانی از چراغهای ترمز قرمز  قشنگ جلوت روشنه!!! اونوقته که با خودت ميگی خدايا شکرت که به موقع از خواب بلند شدم!! ولی اينم بايد بدونم که هميشه از اين شانسها نميارم!!!

 

/ 7 نظر / 4 بازدید
بچه پر رو

برای منم یه بار این اتفاق افتاد. البته در جاده آبعلی. وقتی بیدار شدم نفهمیدم چقدر از راه را تو خواب رانندگی کردم. ولی همیشه از این شانس‌ها به سراغ آدم نمی‌آد. شاید هم ما شانس نداشتیم. (-:

badbin

اونجا انقدر خوش می گذره؟

حامین

مريم جان شما ساعت ۹ صبح هم کلاس دارين؟!!

حامین

( اساتيد بايد می بخشن!!!!) به نظرت درسته؟! از نظر نوع جمله بندی عرض ميکنما...!

حامین

در مورد ترافيک کاملآ باهات هم عقيده هستم! ميدونی مثلآ همت هميشه ترافيک داره ديگه! ولی ترافيکش با اين جا خيلی فرق ميکنه...توی همون ترافيک خسته کننده اينقدر صحنه های جالب و بديع ميبينی که سوژه ميشه برای تمام روزت که بهش بخندی! ولی اينجا نه...شيشه های تمام ماشين ها ۱۰۰٪ مخفيه! هيچی که معلوم نيست...دقيقآ احساس ميکنی توی يه چهار ديواری گير افتادی و مجبوری به رفتنت ادامه بدی!(نفهميدی چی گفتم مهم نيست چون خودم هم نفهميدم)...

خاتون

سلاممممممممممممممممممممم.کلی دلم تنگ شده برات.وبلاگم رو می خوام حذف بکنم ديگه.اذيتم می کنن بعضی ها....

maryam

چرا آپديت نميکنی؟