بدجنسی انواع مختلف دارد، يکيش اينه که وقتی ميخواهی فکرتو متمرکز کنی تا توی وبلاگت يه چيزهايی بنويسی، يکی مثل خواهر کوچکتر من اونقدر صدای تلويزيون رو زياد کنه که هيچ کلمه ای توی ذهنت رديف نميشه، و وقتی هم ازش خواهش ميکنی که يه کم صدای تلويزيون رو( که الحمدلله هيچ وقت هيچ برنامه بدرد بخوری نداره) کم کنه، جواب ميشنوی که من راحتم اگر ناراحتی برو تو اتاق خودت.

آخه من چی کار کنم که ديگه کامپيوترم زهوارش در رفته نميشه باهاش کار کرد و در عوض کامپيوتر خانم، آخرين سيستمه( بر اساس ماشين آخرين سيستم، اومد تو ذهنم، چی کار کنم خوب صدای تلويزيون خيلی زياده).

اينجا که آدم فکر ميکنه اگه ته تغاری بود، خيلی بهش خوش ميگذشت.( الحمدلله که مهمون يکی دو روزم، و الا با تی پا همون اول بيرونم ميکرد).

و جالبتر اينه که خانم با سن ۱۵ نشسته داره برنامه چرا که فکر کنم برای خردسالان ساخته ميشه، نگاه ميکنه و تازه به منم ميگه هيس تا مبادا يه کلمه از حرفهای * خاله نرگس* ( مجری برنامه چرا) رو از دست بده!!!!( اينش منو کشته) از اون جالبتر اينه که خانم خودش از اون وبلاگ نويسای خوره است که تا ميره تو اينترنت همه بايد خفه( ببخشيد که بد آموزی داره، بچه های زير ۱۸ سال نخونن) بشن تا خانم وبلاگشونو بنويسن! آدرس وبلاگشم اگه دوست داشتين از روی فضولی( ببخشيد کنجکاوی) ببنين اينه:

.http://www.ghoghnousetalaii.persianblog.ir

بريد لطفآ ازش خواهش کنيد که منو اينقدر اذيت نکنه!

/ 1 نظر / 19 بازدید
maryam

اينو مينويسم که دلم نسوزه! حداقل خودم برای خودم پيام ميذارم.