شیعه و سنی، مسلمان و یهودی ، نصاری و مجوس، بودایی و هندو و... همه انسانیم

(این  نوشتار مخاطب خاص دارد)

“Now that I am at the end of my life, I leave for those who come after me everything that I learned while I walked the face of this Earth. May they make good use of it” (Coelho, 2013)

 

“حالا که زندگی من به پایان خود نزدیک است، برای آنان که پس از من می آیند، آنچه را که فرا گرفته ام ، مادامیکه بر روی زمین قدم گذلرده ام، به یادگار می گذارم. باشد که آنان به بهره رسند." (ترجمه: خودم).

این جمله ایست که پائلو کوئلو آخرین  کتاب خود Manuscript found in Accra را با آن شروع می کند. به کتاب و محتوایش امروز خیلی کاری ندارم، گر چه خواندنش را شدیدا به شما مخاطب محترم پیشنهاد می کنم، اما این جملات بیانگر محتوایی است که امروز دوست دارم به آن بپردازم.

حتمآ با خود فکر می کنی که این عنوان چه رابطه ای با این جملات دارد؟ خوب پاسخ خیلی ساده است، به نظرم آنچه ما آدم ها را از هم متمایز می کند، شاید خیلی ارتباطی با جهان بینی مان نداشته باشد. یعنی برای این که آدمی به درجه انسانیت نائل شود، شاید خیلی ارتباطی به مسلمان و مسیحی بودن، یهودی و بودایی یا هندو و زردشتی و ... بودن ندارد. یعنی اینکه به قولی "تن آدمی شریف است به جان آدمیت" یا به قولی ساده تر این ذات ما آدم ها (اخلاقیات، تفکر و اندیشه) است که باعث می شود انسان شویم و باشیم یا همان قسمت اول "حیوان متفکر" بمانیم.

می دانی حالا که جنگ و برادر کشی بر سر مسائل اعتقادی، که شاید خیلی هامان فقط با آنها بزرگ شده ایم و هیچگاه درباره اش خوب نیاندیشیده ایم، سراسر این دنیای خاکی را فراگرفته است (از عراق و سوریه بگیر تا سومالی و ایرلند و برمه و ...)، شاید زمان آن است که ما به خود بیاییم و بیاندیشیم که براستی (همان واقعآ خودمان است) چه فرقی دارد که ما طرفدار و معتقد به کدام جهان بینی هستیم، مگر همه ی ما فرزندان آدم و حوا نیستیم، مگه ما همه آدم نیستیم؟ مگر ما نمی توانیم همه با هم از تجربیات یکدیگر استفاده کنیم و در این یادگار نسل های پیشین خود (منظور همین کره خاکی است) به زیستمان ادامه دهیم؟

بابا جان به راستی چه فرقی می کند، که مثلآ من مسلمانم یا مسییحی ام یا بودایی، که راستینم یا دروغین، که به حق ام یا به ناحق، وقتی مثلآ می گویم که "آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند".

می دانی این خیلی دردآور است که می شنوی مثلآ همین حالا، در قرن ٢١، همین زیرگوش خودمان، کسانی که تا دیروز با هم خویشاوند بودند و همسایه، امروز به جان هم افتاده اند، چون مثلآ یکی عقیده دارد که "علی" امام اول است یا خلیفه چهارم...

می دانی دردآور است که توی همین کشور خودمان می بینی بعضی از این تحصیلکردگان به قولی روشن فکر و مذهبی مآب، از هفته دیگر، می خواهند دور هم جمع شوند، لباس قرمز بپوشند و تخمه بشکنند و یک سری هجویات ببافند که بیشتر دامن بزند به اختلاف بین ما آدم ها، و هیزم بریزد به آتش اختلافات ... و وقتی بهشان می گویی که بابا جان این شماهایید که باعث می شوید که مثلآ الان در عراق و سوریه و لبنان و پاکستان و عربستان و یمن و بحرین (به قولی تمام کشور های مسلمان) به خاطر همین اختلافات آبکی؛ که من طرفدار اینم و تو طرفدار آن، زنده باد این و مرده باد آن، هزارها کودک و سالمند و زن و مرد روزانه کشته می شوند و از بین می روند، به خون خواهی و انتقام فکر می کنند و به جای اینکه فکر کنند که ما همه آدمیم یادشان می افتد که "نه بابا بیا این را سلاخی کنیم چون مثل ما فکر نمی کند" و هر روز بیشتر از روز قبل دور می شویم از "جانمان" و در مرداب "نفس" غوطه می خوریم تو را هالو فرض می کنند و می گویند "ما روز اول امامت "آقا صاحب الزمان را جشن می گیریم، نه آنکه تو فکر می کنی، تازه رنگ لباسهامان را هم از قرمز تغییر دادیم به سبز که سر شماها را شیره بمالیم"....

تاسف دارد و درد، اینکه خودمان را برتر بدانیم از بقیه آدم ها، که فکر کنیم، همه آنهایی که مثل ما فکر نمی کنند نا حق اند و روانه جهنم می شوند و ما تنها نجات یافتگان و ابرار و انصار و وارثان بهشتیم، یک بهشت زورکی....

پ. ن.

Coelho, P. (2013). Manuscript found in Accra. London: HarperCollinsPublishers.

/ 15 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرمری

به قول دوست نازنینی... اصل خوب بودن رو همه میدونند و همه ی ادیان دنیا یک تعریف واحداز خوبی دارند...مثلا هیچ دینی نمیگه: دروغ بگید یا به فقیر کمک نکنید!!! اصل خوب بودن واحده...مثل اصل ادم بودن... بازم تشکر از پستت عزیزم[گل]

عسل

سلام.. هر گروهی فکر میکنه خودش برتره....جنگ های مسخره و بی سرانجام....کاش به معنی جمله تن ادمی شریف است به جان ادمیت پی ببریم و در زندگیمان به کار ببندیمش

عشق روئایی

سلام همه میخوان ما رو به بهشت ببرند،اما به شیوه خودشون فعلا دنیا شده سیاست منظورم اینکه دین ومذهب تحت الشعاع سیاست است ،بخصوص اگر حاکمان با دین ومذهب حکومت داری کنند.البته در جوامع دموکراسی اهمیتی به این مسائل داده نمی شود وبیشتر به زندگی شخصی برمی گردد.چونکه قانون حکم فرماست نه قوانین دینی بابت نوشته های شما ممنونم

دخترآسمانی

ببین خداییش این اختلافا آبکی نیست!! برای دفاع از دین درست و حق! راه آخر جنگه ولی راه اول و دوم جواب نداده که رسیده به کشته شدن روزانه ی مردم... نفهمیدم چرا مخالفی با به اطلاح"عمرکشون" یه سری قبولش دارن خب! یه سریم که شیعه ها باشن قبولش ندارن چون خیلی آدم کثیفی بوده!نباید از نابودیش شاد شن؟؟!! این مراسم برانکه دامن نزنه به اختلافات اکثرا و غالبا در سکوت برگزار میشه! پس مشکلش کجاشه دیگه؟ موفق باشی[لبخند]

نازنین

سلا...عرض ادب و اینا همین:) میخونمت اما خب حرفای حساب تو جوابی ندارن :) چی بگم مریم..ساکت میشم باز قرتی بازی و اینا[نیشخند]

ریحانه

سلام . ممنون خواهر بزرگوارم از محبتتون .. چشم حتما راستش درسام خیلی سنگینه .. در طول ترم کوتاهی کردم حالا سختم شده .. چشم حتما . باز هم ممنونم[گل]

نازنین

آقا بالاخره این بهشت از کدوم وره؟ میدونی من میگم هر آدمی دقیقا میدونه کجا داره گند میزنه فقط خودشو توجیه میکنه با اینکه مخاطب خاص داشت ولی فراگیر بود و کاملا درست[گل]

الناز

سلام. اسلام کاملترین دین است و خلافت اولاد پیغمبر حق تمامی انسانها در همه ی دوران و اعصار بوده که به ناحق غصب شده و این ظلم تا همین حالا ادامه داشته. دین ما دین اعتدال است و هیچگونه افراط و تفریط در رابطه با هیچ موضوعی در اسلام پذیرفته شده نیست. رفتار و گفتارمان و بعضی کارهایمان (همونایی که گفتی) گاهی نه تنها در شان اسلام و ائمه نیست که بدتر به قول شما ددامن می زند به برادر کشی. به فرزندانمان بیاموزیم پیامبر ما پیامبر رحمت و دوستی بود.....

ساجده

چقدر کم اند آدم هایی که این حرف ها را می فهمند... چرا بعضی ها نمی خواهند باور کنند توهین به اعتقادات دیگری می شود توهینی بدتر به اعتقادات خود! همین آدم ها را اگر بخواهی یک حرفی بهشان بزنی به راحتی انگ وهابیت می چسباند به تو و ...