۷:۴۴

و چه ناباورانه گذشت٬ ببين که چگونه عشق را به مسلخ ميبرم....قربانی...قربانی... و چه ناباورانه تمام شد٬ آغازی و پايانی٬ آيا ۱۳ عدد نحسی است؟  و چه ناباورانه عشقم را در مسلخ قربانی ميکنم......عشق؟ عاشقی و عشق......عشق افلاطونی؟!

هزاران سوال بی جواب.....چگونه....چگونه؟ آيا هنوز خواستن٬ توانستن است؟ می خواهم٬ اما هيچ روزنه ی اميدی جاودانه نيست.....کجا و چگونه؟

دل از درون فرياد ميزند٬ آيا هيچ اميد دوباره ای هست؟ آيا هست؟

اميد هم اکنون خود کور سويی بيش نيست٬ فردا چگونه خواهد بود؟.....امروز عشقم را به مسلخ ميبرم....امروز عشقم را به مسلخ ميبرم.....

در روز چهارشنبه ای که تاريخش را نمی دانم.....چهارشنبه....تمام می شود٬ امروز با دستان خود عشقم را به مسلخ ميبرم...خون ميريزم٬ قربانی ميکنم٬ عشقم را قربانی ميکنم٬ شايد روزنه اميدی پيدا شود. عشقم را به مسلخ ميبرم...

پاهايم سست است و نميدانم٬ اما امروز عشقم را به مسلخ ميبرم٬ صبحدمان به رسم پيشينيان با خوراک و شراب ٬ به شهادت آفتاب٬ عشقم را به مسلخ ميبرم....با دست خود٬ سر از تن دل جدا خواهم کرد و عشقم را به مسلخ خواهم برد.... بوی خون می آيد.....دل در سينه آرامی ندارد...چون عشقم را به مسلخ ميبرم....

...............................

رفتم....بردم....دلم کجاست؟؟!!

................................

اين بار کمکم نکردی٬ التماست کردم....جوابم رو ندادی...بازم نميخواهی جوابم رو بدی؟ نبينی که تهی شدم؟ ...عروسک  کوکی شدم؟ کجائی؟ چرا جوابم رو نميدی؟

هنوز اميدی هست؟؟؟؟؟؟؟

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدي تهراني

اي كاش زمانه سازگاريم كند يارم به يكي از اين دو ياريم كند يا كار مرا به زخم ديگر سازد يا چاره زخم هاي كاريم كند

ناديا

نمی دونم چرا اينجوری ميشه؟!

O.H.L

سلام ... وبلاگ و قلم زيبای داريد . خوشحال ميشم به من هم سر بزنی

موسي

هميشه اميدی هست ! شک نکن...

مهدي تهراني

خدايا! مگذار دعا کنم که مرا از دشواريها و خطرهاي زندگي مصون داري بلکه دعا کنم تا در رويارويي با آنها بي باک و شجاع با شم. مگذار از تو بخواهم ، درد مرا تسکين دهي بلکه توان چيرگي بر آن را به من ببخش.

حميد شريعتی

سلام مريم جون. نبينم غمت رو. ايشاالله همه چيز درست می شه. حتما پيش خدا عزيزتری که اينجور امتحانت می کنه. نمی دونم چه جوري ولی از حرف هات معلومه که غمت خيلی زياده. اتفاقا امشب بعد از مدتها خونمون هيئته. فردا هم می خوام برم کوه. توچال. از راه دربند. حتما به خاطر تو هم که شده به امامزاده صالح ميرم و دعا می کنم. اگر خدا اين روسياه رو قبول کنه.

ali

سلام من علی دوست صادق سميعی هستم بسيار قشنگ نوشتی برات دعا تا بتونی عشق واقعی رو پیدا کنی یک شب زجام خون جگر مست بوده‌ای عشق را با عشوه‌گری لوس کرده‌ای؟.... واقعا عاشق بودی؟ تو می‌تونی از خودت عشق رو معنی کنی؟ برو بشین خوب فکر کن تو عاشق نبودی اگر هم بودی عشقت یه عشق نبود. ببخشید.

سها

نبود آسان دل ديوانه کشتن/ بگو صد آفرين بر ناز شستم. هميشه اميد هست ما باورش نداريم و کم مياريم. موفق باشی

O.H.L

سلام دوست عزيزم .. ممنونم که به من سر زدی .... آپم خوشحال ميشم بازم به من سر بزنی ..... منتظرتم

گل مریم

سلام دوست عزيز.ميدونم خيلی سخته ولی منم دقيقا همين تجربه ی تو رو پشت سر گذاشتم.اما بايد گذاشت و گذشت نبايد خودت رو اسيرش کنی نذار زندگيت به پاش تلف بشه يه مدت سعی کن ديگه بهش فکر نکنی در عوض به خودت فکر کن سعی کن خودت رو پيدا کنی اصل وجود تو خيلی با ارزش تر از اونه که بخوای به خاطر کسی تباهش کنی تو هر چی نباشه يه دختری اين اونه که بايد تو رو بخواد و طرفت بياد نه توتو اين مواقع خوبه ادم يک کم مغرور باشه و خودش رو بالا بگيره وگرنه همه ی عمرش تباه ميشه و روزی به خودش مياد که ديگه دير شده.يه يا علی بگو از امروز زندگيتو خودت بساز نذار هيچ کس و هيچ چيز زندگي و خوشی و خوشبختیت رو ازت بگيره.از خدا بخواه که کمکت کنه يا علی