بازگشت بعد از حدود یک دهه

سلام

امروز بعد از حدود 6 سال و 7 ماه به پیشنهاد یک دوست دوباره به یاد این صفحه افتادم.

خیلی جالبه مطالبی رو دیدن و خوندن که شاید ماله یه دهه مهم زندگیته!

حقیقتش اینه که تو این ده سال خیلی چیزا عوض شده و یکی از اونام منم! شاید و مطمئنآ یکی دیگه از اون اصلی ترین ها روونی نوشتن (هم تایپ و هم بیان اون چیزی که تو ذهنم میگذره) به فارسیه!

نه اصلآ فکر نکن که من یه آدم وطن فروش خودباخته به فرهنگ اجنبی شدم! نه !!! اما باید اعتراف کنم بعضی وقتها شرایط زندگی طوری مسیر زندگیت رو عوض می کنه که شاید هیچ وقت فکرشم نمی کردی! یه روزی میاد که شاید حتی دیگه ناخودآگاه به فارسی حتی فکر هم نکنی! حتمآ الان پیش خودت داری فکر می کنی مگه میشه؟ " آره به قول اجنبی ها : فقط ناممکن ناممکنه"

حالا اما بعد از حدود 8 ماه برگشتن به ایران دوباره همه چی داره (منظورم زبون فارسیه) میشه مثه قدیم حالا دیگه فکرها و خیالات دوباره داره فارسی میشه و کم کم دارم عادت می کنم

می دونم این نوشته ساختار نداره! درست مثل ذهنه آشفته منه! شاید اینجا یه کمکی بشه برای ترتیب دادن به افکارم و اینکه بتونم تصمیم بگیرم یا به نحوی پاسخی بشه برای مسایل فکریم.

آخرین نوشتم ماله  یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸۶ بوده روزی بعد از سالها حامد رو دیدم و الان خودش شده یه خاطره! 

چقدر زمان سریع می گذره چقدر زود آدم ها تبدیل به خاطره می شن! آدم هایی که یه روز شاید برات خیلی مهم بودن!

نمی دونم شاید بازم بنویسم! نمی دونم ذهنم آشفته است خیلی آشفته!

/ 3 نظر / 22 بازدید
مسابقه رپرتاژ

سلا دوست عزیز خسته نباشید ما تو فروشگاهمون یه مسابقه فوق العاده واسه شما ویلاگ های پر بازدید داریم با جوایز ارزنده *** مسابقه رپرتاژ *** یک دستگاه تبلت - هلیکوپتر کنترلی - 11 محصول از فروشگاه - پول نقد - کارت شارژ www.foorush.mihanblog.com

الف. ه. پرتو

خوشحالم که دوباره شروع کردی به نوشتن! آشفته یا منظم، نوشته هاتو دوست دارم.

دخترآسمانی

سلام مریم عزیز! خوش برگشتی به ایران... امیدوارم برا سوالات جوابای قاانع کننده پیدا کنی!! خوش حال شدم سر زدس!بازم بیا[چشمک]