دلم ميخواست برم مشهد....زيارت امام رضا (ع).....

/ 16 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهاد

اپ کردم اگه دوست داشتی يه سر بزن

مهدی

در مورد روزای صبر..خیلی مبارزه قشنگیه..منم دارم می جنگم..تو هم بجنگ..شاید یه بار یهترین پاداش رو گرفتیم!

مهدی

نوشته هات رو مرور کردم..به نظرم ریسکی کردی که داره زندگیت رو تغییر می ده...کاش کار درست بوده باشه وگرنه این تغییر باعث می ه مثل من تا ابد تو ی یه تاریخ ..مثل من تو 19 مرداد 84 زندگی کنی..من هنوزم دارم حسرت ندانم کاری اون شبم رو می خورم..بی خیال!

مهدی

با این حرفت موافقم"چون هيچوقت نميفهمه که داشتم براش مينوشتم....کاشکی يه روز بفهمه...اما اون روزی که به اندازه من ...دوستم داشته باشه!!!"

مهدی

و در مورد زیارت...چقدر لذت بخشه..آدم سبک می شه...

حامین

کاشکی هر چی ميخواستی با يه کاش گفتن(مثل اول جمله من!)‌بهت ميرسيد!!

samar

کاش ميشد رفت يهويی کاش ميشد بارفتن به اونجا همه چی حل ميشد هه اما خدا هم گاهی وقتا ادمو میپيچونه

مهدی

با سلامی دوباره! منظورتون رو نفهمیدم. اگه خدا می‌بخشه خوب بنده‌هاش مگه از آش داغ‌ترند؟ بعد هم، اصلا این بنده‌ها چه کسانی هستند؟ شما از طرف خودتون پیام گذاشتین یا از طرف کسان دیگری هم نماینده‌گی دارین؟ به هر حال اما ممنون که به من سرزدین.