من، تو، ما؛ همه پیام آوران خدای خویشیم............

شاید نباید این نوشته رو بنویسم، که شاید هنوز اجتماع ما آمادگی دیدن، شندیدن و خواندن این مطلب را ندارد (قصد جسارت ندارم، اما نگاهی به نظرات آشکار و بیشتر نهان پست قبلی فریاد می زند، که ننویس!). اما می خواهم دل به دریا بزنم، به خودم قول دادم خود سانسوری نکنم، حتی اگر به قیمت اشغال ذهنم، وطنم، سرزمینم، وبلاگم شود.

برایم مهم نیست که مرا کافر بخوانند یا ملحد، که خدای من آگاه است، که من مسلمانم و تسلیم روح دمیده اش در بدن خاکی ام. که به یگانگی اش ایمان راسخ دارم:ه که هیچ کسی نمی تواند این را از من بگیرد، که دیده ام، لمس کرده ام و عاشق شده ام، عاشق آنی که از رگ گردنم به من نزدیک تر است. برای من فرقی نمی کند که اسمش را چه بگذاری، که فرقی برای هستی جاودان ندارد، خواه او را خدا بنامی، یا الله، یا بیگ بنگ، یا انرژی ابدی، یا حتی هیچ............

می دانم که قرار بود نقدی بنویسم در مورد "خدایی که شما ساختید، که هیچ پیامبر زنی نداشت" اما چون به خودم قول داده ام که صادق باشم، که نقد کنم نه تخریب، هنوز نمی توانم، دستم به نوشتن نمی آید، می ترسم، می ترسم از اینکه اشتباه کنم، از اینکه نا حق بگویم، اگرچه هزاران دلیل داشته باشم، اگرچه کل تاریخ را در مورد این مساله شخم زده باشم، اگرچه زندگی ام را وقف دانستن کرده باشم، فهمیدن، درک کردن...... اگرچه تمام تفاسیر را خوانده باشم، که تا توانسته ام خوانده ام، از مطهری و شریعتی و سروش و گنجی گرفته تا نراقی و مجلسی و سید محمد طباطبایی..... که من با حسینیه ارشاد بزرگ شدم و دست پرورده بهترین مدارس دینی خودتان..... پس یادتان باشد اگر مرا به چالش کشید می توانم از قرآن گرفته تا عقاید مارکسیس برایتان دلیل و مدرک بیاورم، که به من یاد داده اند، در همین مدارس خودتان، که همیشه جوابی برای هر چالشی داشته باشم، اگر چه سفسطه باشد و خودم عقیده ای به آن نداشته باشم!!!!اما می توانم، بحث کنم، که هیچ وقت یادم نمی رود، که وقتی 20 ساله بودم، در یک بحث ساده در مورد اجازه ازدواج مردان با چهار زن، وقتی شخص مورد نظر صحبتهایم را شنید، کسی که خیلی ادعای دانستن داشت، به من گفت با خنده، که شیطان کمکت می کند!!! در حالی که من از آیات قرآن برایش دلیل و برهان می آوردم!!!

من نمی خواهم که شک من، دانسته هایم و ندانسته هایم، دامان شما را هم بسوزاند، پس نمی نویسم دلایلم را، به چالش نمی کشم ذهن خواننده را، در عوض فریاد می زنم، آی آدم هایی که برای خودتان خدایی ساخته اید که در دکان هیچ بقالی پیدا نمی شود، که خدایتان زن را نیم مرد به حساب می آورد، که خدایتان زن را نه برای قاضی بودن، پیامبر بودن، وزیر بودن و نه حتی برای رانندگی نیافریده بود...... که خدایتان زن را بخشی از دارایی مرد قرار داد، به شما می گویم که آقا، خانم، استاد، اشتباه متوجه شدید...... که او زن را آفرید تا مادر باشد مقامی که در دل خود، پیامبری، قضاوت، وزارت و مدیریت را دارد، پس عزیزم کج فهمی خود را به حساب خدا نگذارید، که دسیسه نکنید برای خانه نشین کردن زن ها، که آنها را نیم مرد فرض نکنید، که خدا مرا، و همه ی زنهای عالم را پیامبر آفرید...... عقاید پوسیده تان که حتی دیگر دو زار نمی ارزد، قوانینینی که برای استبداد و خانه نشین کردنشان گذاشتید، عرف های مسخره، منسوخ نخ نما که به شما اجازه داد تا صاحب زن خودتان را جا بزنید، همه زاییده ذهن مردسالار شماست، وگرنه به گواه خودتان، خدایی که من می شناسم، زهرا ها، زینب ها، مریم ها، آسیه ها و حتی عایشه ها را آفرید تا شما به خود بیایید، که خدای واقعی را درک کنید، که از سنت های پوسیده دست بشویید، مگر این پیام اسلام نبود؟؟؟

 

شاید کمی تند رفتم، شاید نوشتارم ساختار نداشه باشد، شاید بتوانید هزاران نقد بنویسد بر این نوشتار، (که نقد ها را به شادمانی پاسخ می گویم و نظر شما برای من محترم)، اما به توهین ها، ناسزاها و فحاشی ها جوابی نمی دهم، که از دین من و آیین من، نظر شما محترم است

قول می دهم که روزی نقدم را کامل برایتان بنویسم، که به تنها خواهرم (مهربانترینم که همیشه نگران من است) در آن روز می گوییم که مرا تکفیر کند تا او درگیر مسائل ذهن من و جوابگوی خطا هایمم نباشد. می نویسم یک روز، یک روز که دیگر ..........

/ 8 نظر / 24 بازدید
پرتو

چالش های ذهن من و تو خیلی به هم نزدیکن... اما ایمان قویت، تو رو از همه این فکرها در امان می ذاره؛ اما من، روز به روز .... نقش خواهر مهربانترینتو نفهمیدم اینجا!! :)))))

banouo

کامل نخوندم اما خوشحالم اون چیزی که احساسم از تیتر پست قبلیت گفت اشتباه بود. ارج و منزلت زن در اسلام بیشتر از هر دین و هر مکتبیه که می شناسیم. هر حرفی حکمتی داره. شاید ما دلیلش رو نمی دونیم و بعضی ها با تفسیرها و معانی اشتباه زن رو کم فرض می کنند. شاید بعضی ها راحت بپذیرند مثل مادربزرگها! و بعضی ها بدون دلیل و منطق نمی پذیرند مثل ما!

عشق روئایی

نمیدانم ونمیتوانم در موردت قضاوت کنم شاید هم زود است اما اینو میدونم که خیلی دانایی ومتفکر وعاقل اگر هم آسیبی از قبل ذهنت رو مظطرب کرده از خودت دور کن نوشته هایت نشان دهنده فهم ودرک وبلوغ فکری شماست نوشته هایت رو دوست دارم مواظب خودت باش

یاس

او زن را آفرید تا مادر باشد مقامی که در دل خود، پیامبری، قضاوت، وزارت و مدیریت را دارد،[دست] ممنون .

یاس

وگرنه به گواه خودتان، خدایی که من می شناسم، زهرا ها، زینب ها، مریم ها، آسیه ها و حتی عایشه ها را آفرید تا شما به خود بیایید، که خدای واقعی را درک کنید، که از سنت های پوسیده دست بشویید، مگر این پیام اسلام نبود؟؟؟[دست] موفق باشید . باز هم منتظر حضور گرمتان هستم .[گل]

دخترآسمانی

من برام سوال پیش اومد!! الان چالش ذهنیت چیه تو این پست و پست قبل؟ هدفت فقط تحلیل"و خدایی که شما ساختید هیچ پیامبر زنی نداشت!"بود؟یا ...!چی؟

مرمری

اما بعضی از مردها حتی مقام مادر بودن ما رو هم به خودشون نسبت میدن... از مردی شنیدم که اگر ما نبودیم...چطور به مادر شدنو مادربودنتان افتخارمیکردید؟!! چطور مادر میشدید؟!! ای بابا...

نرگس

سلام.. خیلی قشنگ بود.. خیلی مفهوم بلندی داشت.. متاسفانه الان همه دین رو با مردمش میسنجن.. با چیزای ظاهری که آخرش همه ش رو هم به اسلام نسبت میدن.. واقعا کی راجع به دین تحقیق می کنه؟ اصلا خودمون..خودمون چی؟..؟