شد ۳ روز ......

يک هفته گذشت.....اصلا باورم نميشه.... مثل يک سال برام طول کشيده....انگار همه ساعات رو٬ دقيقه ها رو کشيدن...بلندش کردن... انگار هر صدم ثانيه به اندازه يک قرن کش اومده... خيلی دلم هواش رو کرده....

چقدر دلم هوای بارونی ميخواهد٬ می خواهم برم زير آسمونی  که بغضش رو شکونده٬ منم پا به پاش بغضم رو بشکونم و اشکام توی قطره های بارون گم شن.....دلم بارون ميخواهد....

...............

وسط بزرگراه...پشت رل....توی ترافيک ساعت ۸ صبح بغضم ترکيد....

شانه هايت را برای گريه کردن دوست دارم.....بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم...دوست دارم...

حرفهام رو بهت گفتم....مثل هميشه الان من موندم و يه علامت سوال بزرگ!!

کی ميخواهی جوابم رو بدی؟

تصميم رو هم گفتم......۳۳.......

هر وقت منو ببخشی جوابم رو ميدی؟ بايد پاک پاک پاک شد؟؟.....

تطهيرم کن...اما نه با غسل غم....گفتم بهت....بريدم....ديگه طاقت ندارم...

ميخواستی برگردم؟؟؟ برای همين اينطوری شد؟....ميذاری داشته باشمش؟

همش سوال و سوال و سوال...........

دارم سعی ميکنم.....با آخرين توانم......با رمق آخر....اگر اين يکی هم نشه....ديگه تاب نميارم...ميدونی...ميدونی که چقدر کم طاقتم....که چقدر...همه رو خوب ميدونی..........

.....................................

مستی هم درد منو ديگه دوا نمی کنه..

غم با من زاده شده٬ منو رها نمی کنه....منو رها نميکنه...

....................................

عوض اينکه به هايده گوش کنی....

يادش بخير....

/ 16 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
!~~weblog open~~!!

سلام بر شما ... مجازات جزء لا ینفک زندگی انسان است .. اگر ما خطایی کرده باشیم تا مجازات نکشیم ... حالت قبل از خطا دست نیافتنی است .... شنیده ام که بزرگان قبل از خطا مجازات میکشند...

سها

سلام. دل کيکنند و می روند و زخمها باقی می ماند. بعدش هم اگه بر گرده فايده نداره يه چيزی ته دل ادم را ازار ميده. غرور شکسته و يا احساس بازيچه بودن و اين خيلی بده. احساست رو درک ميکنم . موفق باشی

پیر عشق

سلم:چطوری... متشکر که سر زدی. تو خودت هم قشنگ و زیبا می نویسی. اگر می بینی که پیر عشق انتخاب کردم به این دلیل است که عاشق بودم و هستم. عاشقی حالایم شاید دیوانگی باشد چون از معشوق بی خبرم. ودر این عاشقی مثل همه، چیزی به دست آورده ام و از دست داده ام. و پیر به معنای شکست نیست. پیر من به معنای به دست آوردن تجربه است که برایم شیرین بود. چون در نظر ما کسی که پیر است تجربه اش زیاد است به این دلیل گذاشته ام.موفق باشی. یا علی...

ابر بارانی

سلام حرفات خيلی قشنگه حرفای دل منه ممنون که بهم سر زدی

امير

سلام!نه چطور باور کنم امروز همان فردايی است که ديروز منتظرش بوديم؟به امروزمان نگاه کن.اين سهم ما نبود!با اين حال شاد باشی اگر در اين روزگار دل و دماغی هم برای شاد بودن مونده باشه.

دانیال

لحظه های دلتنگی تلخند... اما هميشگی هستند... و هميشه در خاطر می مانند... پس بايد پذيرفتشان و دوستشان داشت...

sahar

salam maryam joon mer30 az enke deldary dadi vali dege halam dare az en baghe vahsh ba en booye gandesh be ham mekhoore

بچه پر رو

درود چشم به هم بزنی یک عمر گذشته. زمان همه چیزو درست می‌کنه، البته اگر به موقعش بجنبی. اگر هم نه که کار خودت را سخت می‌کنه. شاید زمان حرکت است نه زمان انتظار شاید هردوی شما انتظار یکدیگر را می‌کشید. بگرد و پیداش کن. پشیمون نمی‌شی. راستی من دعات می‌کنم. اگر چه با دعای گربه سیاهه بارون نمی‌آد بدرود

بچه پر رو

درود شیرازی هستی کاکو؟ ها فِلکه‌ی گازم دیدیم. رستوران‌های خوبی داره رفتیم اون‌جا یک‌بار پیتزا خوردیم و یک‌بار هم کباب. جات خالی. خیلی از خیابون‌های شیرازم یاد گرفتیم، خیلی جاش قشنگه. می‌خوام برم شیراز زندگی کنم. بهترین جاش فکر کنم منطقه‌ی باغ ارم باشه که کلی واسه خودش بالا شهره. قشنگ‌ترین شهری که تا الان دیدم و تصورش را هم نمی‌کردم بدرود